تفکر

وبلاگی برای ترویج اندیشه پردازی - تفکر - تعقل - روشهای تحقیق و تدریس

تفکر

وبلاگی برای ترویج اندیشه پردازی - تفکر - تعقل - روشهای تحقیق و تدریس

تفکر

رشد فکر با بکارگیری فکر است اگر زمان بگذاریم که شیوه تفکر بیاموزیم زمان زیادی را که می توانستیم بیاندیشیم از دست داده ایم حتی شیوه های اندیشیدن را هم باید با تفکر در این شیوه ها بدست بیاوریم

آخرین نظرات
  • ۲۴ شهریور ۹۵، ۱۵:۴۶ - ** م**
    √√√

خیلی این جمله ها را شنیدیم که چرا فکر نمی کنید چرا از عقل استفاده نمی کنید یا در قرآن که می فرماید اکثرهم لا یعقلون  اکثرهم لایتفکرون.... خیلی ها این جملات را استفاده می کنند اما به مفاهیم واقف نیستند یعنی همگی حرف زدن را خوب فهمیدیم اما از فهمیدن فقط حرف می زنیم و در مقام عمل روی مفاهیم هیچ تسلطی نداریم یکی از این مفاهیم هم مفهوم عقل است که در این جا می خواهیم به این مفهوم تا حدودی بپردازیم.

واژه عقل، مصدر «عقل یعقلُ» در کتاب های لغویین، به معانی مختلفی به کار رفته است.[1] از مجموع کتاب های لغویین استفاده می شود عقل به معانی فهم، معرفت، قوّه و نیروی پذیرش علم، علم، تدبّر، نیروی تشخیص حق از باطل و خیر از شر، آمده است. البته عقل در علوم مختلف، دارای معانی اصطلاحی متفاوتی می باشد.[2]مثلاً به نظر می رسد در مباحث تربیتی، عقل ضمن حفظ معنای لغوی منع و امساک، اصطلاحا نیروی تشخیص و فهم و ادراک می باشد که پس از تشخیص حق از باطل و خیر از شر، مشوّق است تا انسان بر طبق آن فهم و تشخیص، به عمل صالح دست یابد و در نتیجه، نفس را از عمل نسنجیده، گناه، و انحراف، ضبط و منع نماید.

 اصل معنای عقل

اصل مادّه «عقل» به معنای «امساک یعنی بازداشتن» است و همه مشتقات آن، به این معنای اصلی باز می گردد.[3]

ابن فارس درباره این مادّه بر آن است که:

العین و القاف و اللام أصل واحد منقاس مطّرد، یدّلُ عُظْمه علی حُبْسة فی الشئ أو ما یقارب الحُبْسة. من ذلک العقل، و هو الحابس عن ذمیم القول و الفعل؛  مادّه «عقل»، [دارای] ریشه ای واحد، قیاسی و فراگیر است که اکثر موارد کاربرد آن بر «بازداشتن» یا معنایی نزدیک به آن درباره اشیا دلالت می کند. عقل از همین معنا برگرفته شده است؛ [زیرا] از گفتار و رفتار ناپسند باز می دارد.[4]

 نقیض عقل

نقیض عقل، جهل است. «العقل: نقیض الجهل».[5] ظاهراً مراد از «نقیض»، نقیض فلسفی نیست، بلکه مراد از آن، «ضدّ» است؛ از این رو «عقل» و «جهل»، دو امر وجودی اند، نه اینکه «جهل»، «عدم العقل» باشد.[6]

 نام های دیگر

ابوالبقأ، برخی از نامهای عقل را بر شمرده، می گوید:

عقل را «لُبّ» گویند؛ زیرا منتخب پروردگار و برگزیده اوست؛ و «حِجی» گویند؛ زیرا به کمک عقل، انسان می تواند به «حجّت» برسد و بر تمام معانی دست یازد؛ و «حِجْر» گویند؛ زیرا عقل از انجام نافرمانیها نهی می کند؛ و «نُهی» گویند ؛ به خاطر این که زیرکی و شناخت و رأی، به عقل منتهی می شود. و عقل بالاترین خوبی است که به بنده عطا می شود و او را به نیکبختی دنیا و آخرت می رساند.[7] در قسمت های بعدی هر یک از این مفاهیم بررسی می شوند

 

منابع اصلی برداشت ها

کافی، عبدالحسین، مفهوم عقل از دیدگاه دو شارح اصول کافی، مجله علوم حدیث، شماره 26

مهدی زاده، حسین، درآمدی بر معناشناسی عقل در تعبیر دینی،  مجله معرفت ، شماره 74



[1] ر.ک. به: خلیل، کتاب العین، ماده عقل / احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ماده عقل، ج 4، ص 69 / ابن درید، الاشتقاق، ماده عقل / جوهری، صحاح اللغة، ماده عقل / زبیدی، تاج العروس، ماده عقل، ج 8 / فیومی، مصباح المنیر، ماده عقل/ ابن منظور، لسان العرب، ج 11، ماده عقل / راغب، مفردات قرآن، ماده عقل / راغب، الذریعة الی مکارم الشریعه، الفصل الثانی فی العقل، منشورات الشریف الرضی، 1414(ق، ص 147.

[2] ر.ک.به: رسائل ابن سینا، انتشارات بیدار، قم، 1400 ه ق، ج 1، ص 89 87 / شرح اصول کافی ملاصدرا، ج 1، ذیل شرح حدیث سوم، ص 228 222. طبع مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1366، تهران / مقدمه آقای عابدی شاهرودی بر کتاب سابق، فصل 5 3، ص 38 40.

[3] ر.ک: النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، مجدالدین أبو السعادات المبارک بن محمد ابن اثیر الجزری، ج 5، ص 2139؛ تاج اللغة و صحاح العربیة، اسماعیل بن حمّاد الجوهری ، ج 5 ، ص 1769؛ المصباح المنیر، أحمد بن محمدبن علی المقری الفیّومی ، ص 422 423؛ مفردات ألفاظ القرآن،الراغب الاصفهانی، ص 577 578؛ التعریفات، الشریف علی بن محمد، ص 65؛ العین، أبو عبدالرحمن الخلیل بن أحمد الفراهیدی ، ج 1 ، ص 159 .

[4] معجم مقائیس اللغة، أبو الحسین أحمد بن فارس ، ج 4 ، ص 69 .

[5] العین ، ج 1 ص 159.

[6] شرح اصول الکافی، محمد بن ابراهیم صدرالدین الشیرازی، ج 1، ص 221، س 16.

[7] الکلیات، أبوالبقأ أیوب بن موسی الحسینی الکفوی، ص 619.

  • صادق مولایی

نظرات  (۲)

  • سیّد محمّد جعاوله
  • استفاده کردم
    متشکرم.
    متن کامل و مقاله عالی بود..
    اگه دوست داشتی به وبم سر بزن 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی